X
تبلیغات
وبلاگ رسمی محمد پوراسماعیلی فومنی
وبلاگ رسمی محمد پوراسماعیلی فومنی
 
آستان بوس امام حسن مجتبی علیه السلام

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

zahra%29bashiran.ir%29%20%283%29 عکس های باکیفیت ولادت حضرت زهرا (س)

جشن میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها 

مداحان : برادران ملایی نژاد و پوراسماعیلی

زمان : یکشنبه 31 فروردین   ساعت 10 شب

مکان : جنب آژانس فرهنگ . منزل حاج محمود حسینیان 

هیئت محبان فاطمه (س) فومن



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 توسط محبان


حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب

بدون ماه قدم می زنم سحر ها را

گرفته اند از این آسمان قمرها را

چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است

رسانده است به خانم کسی خبرها را

نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده

گرفته اند از این پیر زن پسر ها را

چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش

بیاورند برایش فقط سپرها را

نشسته است سر راه، روضه می خواند

که در بیاورد آه ...آه رهگذرها را

ندیده است اگر چه، ولی خبر دارد

سر عمود عوض کرده شکل سرها را

کنار آب دو تا دست بر روی یک دست

رسانده است به ما خانم این خبرها را

بشیر آمد و گفتی که از حسین بگو

ز عون دم زد و گفتی که از حسین بگو 

ستاره بودی و یک دفعه آفتاب شدی

برای خانه مولا که انتخاب شدی  

به خانه ی ولی لله اعظم آمدی و

دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

به جای این که شوی مدعی همسری اش

کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

تنور خانه ی حیدر دوباره گرم شد و

برای چرخش دستاس انتخاب شدی

چهار تا پسر آورده ای برای علی

که جای فاطمه ام البنین خطاب شدی

دلت همیشه چنین شوهری دعا می کرد

تو مثل حضرت صدیقه مستجاب شدی

اگر چه ضرب غلافی به بازویت نگرفت

میان کوچه به دیوار زانویت نگرفت

تو را به قصد جسارت کسی اسیر نکرد

به چادر عربی تو خار گیر نکرد

تو را که فرق علی دیده ای و خون حسن

به غیر کرببلا هیچ چیز پیر نکرد

به احترام همان تکه بوریا دیگر

زمین خانه ی تو نیت حصیر نکرد

از آن زمان که شنیدی خزان گل ها را

هوای کوی تو باغ دل پذیر نکرد

چه خوب شد که نبودی و کربلا بینی

که دست دشمن دون رحم بر صغیر نکرد

به نعل تازه گرفتند تا بدن ها را

به ضرب دست و لگد می زدن زن ها را

 




موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 توسط محبان
http://up-mohebane-fateme.ir/mohebane-fateme/fatemie93/dovom/rz%203/pics/02.jpg

شما عزیزان می تونید جهت دانلود عکس ها و صوت مراسمات فاطمیه اول و دوم 93برگزار شده در هیئت محبان فاطمه س فومن به آدرس سایت هیئت مراجعه فرمایید :

www.biharami.ir




موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 توسط محبان

** از یکشنبه 10 فروردین تا روز شهادت   ساعت : 5:30 عصر

سخنران : حاج آقا مهدوی     مداح : برادر کربلایی محمد پوراسماعیلی 

حسینیه حضرت آیت الله بهجت ره فومن

هیئت محبان فاطمه سلام الله علیها فومن


** دوشنبه 11 فروردین       ساعت 9:30 شب

حسنیه بیت الاحزان فومن . منزل حاج مهدی افتخاری

 

** از سه شنبه 12 فروردین الی 14 فروردین    بمدت 3 شب    ساعت 10 شب 

سخنران : حاج آقا روح الله زاده      مداح : برادر کربلایی محمد پوراسماعیلی

شاندرمن . هیئت محبان قمربنی هاشم ع


** جمعه 15 فروردین   ساعت 9 شب 

سخنران : حاج آقا مهدوی     مداح : برادر کربلایی محمد پوراسماعیلی

مسجد جامع رضوانشهر 

التماس دعا




موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم فروردین 1393 توسط محبان

http://bayanbox.ir/id/4785017068657774562?view

ویژه مراسم فاطمیه دوم

با سخنران : حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا مهدوی    

مداح : کربلایی محمد پوراسماعیلی            

mahdavi


از دهم فروردین 93 بمدت 5 روز   ساعت 5:30 عصر 

حسینیه حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی (ره)

هیئت محبان فاطمه .س. فومن



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 توسط محبان
ما كجاييم
علامه ﺟﻌﻔﺮﯼ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻫﺎﻡ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﺪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﯾﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ! ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺯﯾﺎﺭﺕ، ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﺑﺸﻨﺎﺳﻢ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻣﻨﻮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ. ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺍﺵ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺻﺤﻦ ﺷﺪﻡ، ﺍﺯ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺣﺮﻑ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ، ﻣﻦ ﭘﯿﺎﻣﺖ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻡ.»
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺻﺤﻦ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﺭﻭ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻡ. ﺍﯾﻦ ﻭﺭ ﺑﮕﺮﺩ، ﺍﻭﻥ ﻭﺭ ﺑﮕﺮﺩ، ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﯽ ﺭﻩ، ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺭﺳﻮﻧﺪﻡ ﺑﻬﺶ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺻﺪﺍﺵ ﺯﺩﻡ ﮐﻪ "ﮐﺠﺎﯾﯽ؟"
ﺭﻭﺷﻮ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﺯﻥ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻼ‌ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ: «ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺮﯼ!».
ﺣﺎﻻ‌ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺎﺕ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﻋﺠﺐ ﺭﮎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ!
ﺯﻧﻪ ﺩﯾﺪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮔﻔﺖ :
«ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ، ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺟﺪ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﺕ ﻫﻢ ﺧﺮﻧﺪ!».
ﻋﻼ‌ﻣﻪ ﻣﯽ ﮔﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﻄﻬﺮﯼ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ!
ﺧﺎﻃﺮﻩ، ﻟﻄﯿﻒ ﻭ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ؛
ﺣﺎﻝ، ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎ ﮔﺰﺍﻓﻪ ﮔﻮ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ...

امام رضا(ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌ (ع) نقل می‌فرمایند: اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عُرضه گناه کردن نداشته باشد.
بعد می‌فرماید: اگر کسی عرضه گناه کردن داشت، اما گناه نمی‌کرد، آرام باش، فریب نخور، ممکن است گناهی را ترک می‌کند، اما مرتکب گناه دیگری می‌شود. زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد، اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد، اما حرام نمی‌خورد.
سپس می‌فرماید: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن، گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد. بعد می‌فرماید: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور، ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است، یا عقلش مسلط بر هوای نفس است؟ 
حضرت در انتهای بحث مثال می‌زند و می‌فرماید: مانند کسی که حبّ‌ مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حبّ‌مقام، کلّ مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند. حدیث عجیبی است. امام علیه‌السّلام در ادامه می‌فرماید وقتی به چنین آدمی می‌گویی: «إتَّقِ الله»؛ از خدا بترس، ناراحت می‌شود. «اَخَذَتهُ العِزَّة»؛ به غرورش برمی‌خورد، می‌گوید: «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.» بعد امام(ع) می‌فرماید: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوند می‌شوند.
( وسائل الشیعه، ج 8، ص 317)
از وبلاگ دوست و برادر عزیزم آقا وحید



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 توسط محبان

حضرت زینب(س)-ولادت و مصائب


آنان که مشق اشک مرتب نوشته اند

با خط عشق این همه مطلب نوشته اند

آنان که بال گریه در آورده اند را

هم دوش انبیاءِ مقرب نوشته اند

این چند خط مختصر اما مفید را

هر روز خوانده اند که هر شب نوشته اند

تقدیر دو پیالۀ ما را هزار سال

پیش از شروع گریه لبالب نوشته اند

تکلیف چشم های مرا از همان نخست

از روی اشک حضرت زینب نوشته اند

یعنی که تشنگی ام از این مشرب است و بس

یعنی امام گریۀ ما زینب است و بس

ای دختر تجلی توحید آمدی

ای ماه! روی دامن خورشید آمدی

ای لاله ای که قبل شکوفایی ات حسین

هرگز چنین شکفته نخندید آمدی

هر چند در حجاب ولایت نهفته ای

روشن تر از تمام موالید آمدی

در خانۀ زمینی زهره از آسمان

ای ماه، ای ستارۀ ناهید آمدی

راهی دراز را به هوای برادرت

با صد هزار آرزو - امید آمدی

از نسل آفتابی و مهتاب در حجاب

پلکی بزن به روی برادر کمی بتاب

آیینه نیست این که نشسته برابرت

هم شکل توست، مثل پدر مثل مادرت

سیب بهشت، سیب علی، سیب فاطمه

یک نیمه اش تو هستی و نیمی برادرت

نور است و نور هر طرفی را نظر کنی

لذت ببر از این همه خورشید در برت

قلبت شبیه قبله نما دیده ی تو را

برده به سوی کعبۀ ابروی دلبرت

دختر شدی نه این که فقط خواهری کنی

باید برای اشک پدر مادری کنی

ای کام عرش تشنۀ یک ربنای تو

مشتاق حال راز و نیازت خدای تو

خالق یکی و عشق یکی و  وفا یکی

نشنیده است گوش  فلک هم دو تای تو

وقتی که رو به قبله کنی جلوه می کند

در آسمان هفتم حق رد پای تو

ما نه که بوده وقت نماز شبانه ات

چشم امام ملتمس یک دعای تو

هر کس شهید عشق تو شد زنده می شود

باید بمیرد آن که نمیرد برای تو

در قدر کس چنان تو جلیله نمی شود

هر بانوی عشیره عقیله نمی شود

چه کوچک است وسعت دنیا به چشم تو

کوچک تر از ستاره از این جا به چشم تو

تو از کدام پنجره دیدی که کربلا

هر "ما رأیت" بود "جمیلا" به چشم تو

انگار فصل بارش چشم تو دائمی ست

آخر که ریخت این همه دریا به چشم تو

در صورت سه ساله چه نقشی نشست که

شد زنده یاد صورت زهرا به چشم تو

مانند تو که طعم بلا را چشیده است؟

دوشت هزار بار مصیبت کشیده است

قلب قرار عرش خدا بی قرار توست

نبض نظام بخش جهان هم جوار توست

تو حیدر میان حجاب و رقیه هم

چون قاب عکس کوچک زهرا کنار توست

با نیم اشاره ات نفس زنگ اشتران

در سینه حبس شد اگر، از اقتدار توست

با خطبه کاخ ظلم و ستم را به هم زدن

یا کار مادر تو بود یا که کار توست

با تیغۀ حجاب تو دشمن شکست خورد

این جنگ تو، حماسۀ تو، کارزار توست

یک گوشه از روایتت آیات مریم است

روز ولادت تو شروع محرم است

هر آیه ای ز اشک تو یعقوب می شود

هر سوره ای ز صبر تو ایوب می شود

یاد طلوع غربتت افتاده ام اگر

تنگ غروب ها دلم آشوب می شود

بر مصحف جبین تو با خط سنگ ها

در شام عمق فاجعه مکتوب می شود

در مجلسی که سهم لبت خطبه خواندن است

سهم لب برادر تو چوب می شود

بانو دلم گرفته شبیه صدایتان

رخصت بده کمی بنویسم به جایتان

یا بر سر من، از سر نی، سایبان بده

یا بر بلند نیزه مرا آشیان بده

با گیسوی رها شده در دست بادها

از نی، مسیر قافله ات را نشان بده

جانم به لب رسیده، ولی جان نداده ام

گفتم به دل، که صبر کن و امتحان بده

نیزه سوار گشته ای و تند می روی؟

جا مانده ام، برای رسیدن، زمان بده

پایم دگر برای خودم نیست، باغبان!

بر ساقه های مرده ی من، باز جان بده

دیدم که گفت، چشم ربابت به نیزه دار

گهواره ی عزیز دلم را تکان بده

خون تو و حجاب من، ارکان کربلاست

کشتی به گل نشسته، مرا باد بان بده



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 توسط محبان





ویژه مراسم ولادت حضرت زینب(س)

مداحان : برادران ملایی نژاد پوراسماعیلی
پنجشنبه 15 اسفند   ساعت 19:30
منزل برادر کریم واثقی

هیئت محبان فاطمه (س) فومن



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 توسط محبان


ویژه مراسم فاطمیه اول 92

زمان : از 19 اسفند بمدت پنج شب   ساعت 7/30 شب

مکان : بالاتر از مسجد بالامحله . منزل برادر ادبی مهذب

سخنران : حاج آقا قربانی حق

مداحان : برادران ملایی نژاد . کاشفی . پوراسماعیلی

هیئت محبان فاطمه سلام الله علیها فومن



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1392 توسط محبان

Demo Shahadat Emam Hasan 90

 

ویژه مراسم دهه آخر صفر

سخنران : حاج آقا شریفی

مداح : کربلایی محمد پوراسماعیلی

زمان: از شنبه 7 دیماه بمد 5 شب

ساعت 18:30 شب

مکان : خیابان یادآوران . حسینیه حضرت ابوالفضل ع

 هیئت منتظران حضرت قائم (عج) فومن



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم دی 1392 توسط محبان
اللهم اشف کل مریض

سلام . دوست عزیزم آقا ناصر اسکندری در بیمارستان بستری است ... برای همه بیماران ، خاصه این دوست عزیز دعا بفرمایید ... یا علی 



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 توسط محبان

شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

برگ و برت دست كسی برگ و برم دست كسی

بال و پرت دست كسی بال و پرم دست كسی

خیرات كردن مال من خیرات كردن مال تو

انگشترت دست كسی انگشترم مال كسی

نه موی تو شانه شود نه موی من شانه شود

موی سرت دست كسی موی سرم دست كسی

بابا گرفتارت شدم از دو طرف غارت شدم

آن زیورم دست كسی این زیورم دست كسی

رختت به دست حرمله رختم به دست حرمله

پیراهنت دست كسی و معجرم دست كسی



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 توسط محبان

حضرت رقیه(س)-شهادت

دست از سرم بردار من بابا ندارم

زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم

گیسو سپیدم احترامم را نگهدار

سیلی نزن من با كسی دعوا ندارم

باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی

من هیچ كس را بین این صحرا ندارم

زیبایی دختر به گیسوی بلند است

مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم

این چند وقته از در و دیوار خوردم

دیگر برای ضربه هایت جا ندارم

تا گیسوانم را ز دستانت درآرم

غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم

گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد

خسته شدم میلی به این دنیا ندارم

گیرم كه پس دادند هر دو گوشوارم

گوشی برای گوشواره ها ندارم

شیرین زبان بودم صدایم را بریدند

آهنگ سابق را به هر آوا ندارم

در پیش پایم نان و خرما پرت كردند

كاری دگر با شام و شامی ها ندارم

با ضربۀ پا دنده هایم را شكستند

كی گفته من ارثیه از زهرا ندارم

نشناختم بابا تو را تغییر کردی

امشب دگر راهی به جز افشا ندارم

گویی تنور خولی آتش داشت آن شب

خیلی شده ترکیب رویت نامرتب



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 توسط محبان
با سلام و عرض ادب

دوستان عزیز می تونن جهت دانلود صوت شبهای دهه اول محرم92 هیئت محبان فاطمه (س) فومن به سایت هیئت مراجعه کنن ... با سپاس

WWW.BIHARAMI.IR



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم آذر 1392 توسط محبان

حضرت مسلم

سفیر دلدارم        شده این شعارم          حذر کن از کوفه آقا

به چشم خونبارم     برند سوی دارم      زنند سنگ از رو باما

نموند دیگه شرم و حیا       آقا برو کوفه نیا       شده دیگه قحط وفا ارباب

پُرِروبام خونه ها    پیش قدمهای شما        آتیش و سنگ و شعله ها ارباب

حسین میا کوفه حسین

به نوک نیزه ها    زنند زخم برمن تا       به پیشوازت آیند آقا

ترک خورد لبهایم     شکست دندانهایم         امون از زخم زبونها

به خود آقا لرزیده ام     تو دست سه شعبه دیده ام      چه ها دیگه کشیده ام اینجا

همش آقا حرف غارته   کار کوفی جسارته     خدا سخته اسارتِ اینجا

حسین میا کوفه حسین

به جای پابوست    به دست ناموست    ببندند ریسمان ای وای

همه ترسم دلبر   شوی آقا بی سر      بخندند کوفیان ای وای

پریشونِ قلبم آقا   مثه سر زلف شما    جون زینب کوفه نیا  آقا

گرون شده گوشواره ها   شلوغ سر آهنگرا    خاره همه باغ گُلا آقا

حسین میا کوفه حسین

............................................


ورودیه

فدایت ای غریب     لبت امن یجیب       چه دلشوره گرفت خواهر

صدای آشنا        پیچیده تو صحرا         شبیه صدای مادر

داداش چشم زینب پر آب      میشه بریم از این تراب      عجیب شده حال رباب برگرد

برق تیغ و سر نیزه ها     گرفت خواب شش ماهه را      دلم شده پُر اضطراب  برگرد

حسین.....

دو دست رو بی کفن    گذاشت رو قلب من     دیگه آروم بگیر زینب

میدونی که اشکات     حسین و کرده مات    توون از من نگیر زینب

دیگه شده فصل خزون    خواهر برام قرآن بخون   رسید زمون وعده مادر

همه می ریم حتی حبیب   میشم دیگه شیب الخضیب   سرم رونی میره خواهر

حسین ....

فدای تو خواهر    میره از سر معجر     بدست کوفیِّ اعدا

حیایی ندارند    اینا کینه دارند      زدست مادر و با با

پسر جلو چشم بابا    یتیم ِداداش مجتبی     میشن ارباٌ اربا در این صحرا

   حرم میشه زار و حزین      عَلَم میشه نقش زمین     سرش میشه مثل سر بابا

حسین ....

شا عر :کربلایی اسماعیل دولتی فومنی



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم آبان 1392 توسط محبان
تمامی حقوق این وبلاگ برای وبلاگ رسمی محمد پوراسماعیلی فومنی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.